تازه یادمان افتاده شهید داریم

تازه یادمان افتاده شهید داریم

سيد هادي كسايي زاده/ خبرنگار اجتماعي حيات



     شاید به جرات می توان گفت که امروز ده ها سازمان دولتی و غیر دولتی و حتی برخی از وزارتخانه ها بودجه های گزافی را هزینه می کنند تا به قول خود فرهنگ ایثار، مقاومت و شهادت را در بین جامعه و نسل آینده ارتقاء و نهادینه کنند. ولی یک سوال و آن اینکه آیا موفق شده اند؟ متاسفانه وقتی پای درد و دل بسیاری از مسئولین و خانواده های شهدا و ایثارگران می نشینیم با صراحت می گویند: نقش زیبای ایثار کمرنگ شده است. ولی مگر می شود اینهمه هزینه و بودجه این سخنان را به همراه داشته باشد. اشکال کار کجاست؟ یکی از مهمترین اشکالاتی را که می توان به کمرنگ شدن فرهنگ ایثار و شهادت مرتبط کرد عدم برنامه ریزی و چند قطبی بودن متولیان فرهنگ کشور است. اداره ارشاد، بنیاد شهید و امور ایثارگران، صدا و سیما، نشریات، خبرگزاریها، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و ده ها نهاد و سازمانی که برای بخش فرهنگ عمومی کشور تلاش کرده و هزینه می کنند بدون آنکه مرجع و برنامه مشخصی داشته باشند و این یعنی اینکه هر نهادی بر اساس سیاستهای خود دست به قلم شده و به نام فرهنگ کشور مطلب می نویسد.نمایشگاه برپا می کند و صدها طرح و برنامه اجرا می کند و کسی هم نیست که بگوید شما بر اساس کدام برنامه از قبل تعیین شده کار فرهنگی انجام می دهید. در بحث مهم و تاثیر گذار ایثار هم اینچنین است، اگر متولیان و کارشناسان ارشد فرهنگی کشور در مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت نظام سندی همانند سند چشم انداز توسعه برای تبیین فرهنگ ایثار تنظیم کنند دیگر شاهد اینهمه بی سلیقگی و پراکندگی فعالیتهای فرهنگی نمی باشیم و همزمان با درج مفاهیم ایثار در کتابهای درسی دبستان، نشریات، روزنامه ها، سازمانها و شهرداریها هم طبق الگوی ترسیم شده قدم برمی دارند و این یعنی ارتقاء فرهنگ ایثار و شهادت. فرهنگی که در آن عشق، محبت، فداکاری، ولایت پذیری و مردم سالاری دینی را به همراه دارد. نسلهای آینده باید بدانند که ایثار تنها شهادت نیست، شهادت نهایت ایثار است. ایثار یعنی نگاه تازه به جامعه، نگاه به قشر ضعیفی که نمی توانند خواسته های خود را بیان کنند و تو آنجایی. ایثار یعنی جلوگیری از هرگونه تضاد و خشونت در بین گروه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه. ایثار یعنی گذراندن اوقات فراقت در کپر های عشایر پای تخته سیاهی که محتاج به دستان پرمهر تواست. ایثار یعنی حمایت از ولایت، یعنی دستگیری از مسکین، یعنی اهدای خون، یعنی اهدای زندگی، یعنی زکات قبل از نماز، یعنی پیوستن به راهی که شهدا رفته اند و سالکان عشق در بیکرانه وجودش غوطه ور شده اند. خدا را شکر که پس از گذشت 20 سال از جنگ کوچه های شهرمان با تصاویر شهدا مزین شد کوچه هایی که سالهاست بر پیشانی خود نام مقدس شهید را حک کرده اند ولی هیچگاه تصویری از ایثار بر پیکره دیوارش نقش نبسته است. اقدام جدید شهرداری تهران برای نقش تصاویر شهدا بر سردر کوچه ها امری پسندیده است ولی به شرطی که تمام کوچه های ایران را در بر بگیرد و این آغاز راه است. به قول معروف تازه یادمان افتاده که شهید داریم. ای کاش امام زنده بود تا باز هم به ما بگوید شهدا شمع محفل بشریتند که این کلام را سالهاست از یاد برده ایم. ولی این همه خلا با تصویر مرتفع نمی شود و نیاز به انقلابی فرهنگی دارد انقلابی که در آن دوباره ایثار پر رنگ شود ایثاری که اسلام را زنده نگه داشته است و شهیدی که نامش در دل و جان هر ایرانی حک شده است. پایان پیام

خبر فوری/ سید هادی کسایی زاده

 

خبر فوری/ سید هادی کسایی زاده

نمایشگاه عکس هادی کسایی زاده با موضوع جانبازان شیمیایی در فرهنگسراهای متروی تهران به نمایش گذاشته می شود

این نمایشگاه به مناسبت روز مبارزه با سلاح های شیمیایی برگزار می گردد. زمان ۸ تیرماه ۱۳۸۸

مکان متروی ۷ تیر و شهید بهشتی

 

 ........................................................................................................................................

 

تجمع دوستداران احمدی نژاد در میدان ولیعصر تهران

 

 

زن در قانون اساسی

 زن در قانون اساسی

زن در قانون اساسی


سيد هادي كسايي زاده

گزارشگر خبرگزاري حيات









قانون اساسی نشان دهنده اصول و ارزشهای هر کشوری است و به عنوان یک سند سیاسی و میثاق اجتماعی از جایگاه مهمی برخوزدار است. جایگاه و حقوق زنان در قانون به ویژه قانون اساسی از جمله مباحث مهمی است که همواره مورد توجه محافل علمی و متولیان جامعه قرار گرفته است و قانون اساسی ایران بر اساس اصول و مبانی دینی تدوین و جایگاه و حقوق زنان را بر اساس معیارهای دینی و اصولی در نظر گرفته است.
در اسلام زنان چون مردان در مسائل اجتماعی جایگاه مهمی دارند و از حرکتهای اجتماعی و فعالیتهای گروهی منع نشده بلکه طبق تعالیم قرآنی و احادیث بسیاری از مسوولیت های اجتماعی بین زن و مرد تقسیم شده است. به عنوان مثال خداوند متعال در سوره توبه آیه 9 و 71 فرموده است: مردان مومن و زنان مومن برخی بر برخی ولایت و سرپرستی دارند و به معروف یکدیگر را امر می کنند و از منکر بازمی دارند.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران زن و خانواده در اصول متعددی مورد توجه قرار گرفته است در بند چهردهم اصل سوم قانون اساسی آمده است: تامین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون توصیه شده است.
در اصل 10 قانون اساسی آمده است: خانواده یکی از مهمترین و اساسی ترین نهادهای اجتماعی است که حفظ آن منجر به تداوم جامعه می شود و مسوولین زن در حفظ این نهاد مهم بسیار خطیر است. به طوری که ذره ای انحراف در آن صدمات سنگین و جبران ناپذیری را بر پیکره جامعه خواهد زد و در اصل 20 این قانون متذکر شده است که همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخورد دارند و در اصل 21 آمده است: دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد: ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او، حمایت مادران به خصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند و حمایت از کودکان بی سرپرست، ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان خانواده، ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی سرپرست و اعطای قیومیت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه آنها در صورت نبودن ولی شرعی.
 با نگاهی به قوانین فوق مشاهده می شود که سه بند اصل 2 و 5 و 3 با اشاره به نقش های مادری و همسری زن سعی داشته است با حمایت ویژه زنان در کانون خانواده از امکان تضییع حقوق زن در خانواده و جامعه جلوگیری به عمل آورد.  اما در بند 1 و 4 اساسا زن را فارغ از جایگاه او در خانواده مد نظر قرارداده و دولت را موظف نموده تا به حمایت ویژه از زنان فارغ از همسری یا مادری بپردازد.
ولی مساله مهم آن است که آیا قانون توانسته است از حقوق زن و خانواده دفاع کند؟ آیا ضعف قانون در 30 سال گذشته در خصوص برخورد با زنان در جامعه احساس شده است؟ اگر قانون گذار قوانین جامع و کاملی را برای زنان تدوین کرده است چرا امروزه شاهد آمار بالای طلاق، کودکان خیابانی، زنان فراری، زنان بد سرپرست، زنان بی سرپرست و تعداد کثیری از متکدیان زن در سطح جامعه می باشیم؟ به راستی مشکل از قوانین است یا مجریان قانون! ولی چیزی که بسیار حائز اهمیت است آن است که چهره زن در جامعه امروزی بسیار تضعیف شده به نحوی که آرام آرام به سمت و سوی غربگرایی، مدگرایی، تحجر و لیبرال جنسی پیش می رود که باید قانونگذار و مجریان برای این معضل چاره اندیشی کنند تا زنان متحجر و غربگرا باعث تضعیف جامعه و خانواده نشوند.
پایان پیام



دعوت مردم به یک تجمع بدون مجوز از سوی روزنامه ایران

دعوت مردم به یک تجمع بدون مجوز از سوی روزنامه ایران
معلوم نیست این درخواست از سوی چه کسانی و با چه مجوزی منتشر شده و این در حالی است که با تأکیدات رهبر معظم انقلاب، مردم و گروه‌های گوناگون به آرامش و دوری از هرگونه تنش فراخوانده شده‌اند.
عصر امروز، تجمع اعتراض‌آميز حاميان احمدي‌نژاد بدون گرفتن مجوز از وزارت کشور در ميدان وليعصر برپا مي‌شود.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، علاوه بر خبری که خبرگزاری دولتی ایرنا منتشر کرده بود، روزنامه ايران نیز در تيتر گزارشي نوشت: «اجتماع بزرگ مردمي در اعتراض به تشنج‌آفريني‌هاي اخير در ميدان وليعصر تهران ساعت 4 بعد از ظهر امروز برگزار مي‌شود». اين در حالي است كه براي تجمع اعتراض‌آميزي كه قرار است عصر امروز در ميدان وليعصر برگزار شود، هيچ گونه مجوزي از سوي وزارت كشور صادر نشده است.


نکته مهم دیگر در اطلاعیه روزنامه دولتی ایران آن است که متولی و دعوت کننده این تجمع، معلوم نبوده و مشخص نیست این درخواست از سوی چه کسانی و با چه مجوزی منتشر شده و این در حالی است که با تأکیدات رهبر معظم انقلاب، مردم و گروه‌های گوناگون به آرامش و دوری از هرگونه تنش فراخوانده شده‌اند.

گفتني است، روز گذشته، جمع زیادی از معترضین، بدون اينكه بتوانند مجوزي دريافت كنند، در خيابان انقلاب به سمت ميدان آزادي به تجمع و راهپيمايي آرام دست زدند.

با این حال، به نظر می‌رسد این شیطنت رسانه‌های دولتی برای برگزاری چنین تجمعی آن هم در برابر حامیان رقیب، فضای حساسی را رقم زده و با سوءاستفاده برخی اندک از متجمعان هر یک از طرفین، فضایی ناامن همراه با تخریب و درگیری را پدید آورد.

مادر ایرانی؛ نیازمند امنیت

 مادر ایرانی؛ نیازمند امنیت

مادر ایرانی؛ نیازمند امنیت


سيد هادي كسايي زاده
مقاليه روز زن در خبرگزاري حيات


اگر دوران جهالت را کنار بگذاریم کتیبه ها، تصاویر و خطوط باستانی نشان و خبر  از ارج و منزلت مادر در هزاران سال پیش می دهد. مادری که کوروش کبیر آن را بانوی اول ایران نهاد و پادشاهان ایران هر یک به پاس احترام از مقام والای مادر جایگاه خاصی را در دربار برای این موجود عزیز قائل بودند. کریم خان زند، فتحعلی شاه، ناصرالدین شاه و... حتی شاه عباس صفوی مسجدی را به نام مادرش گوهر شاد در مشهد بنا کرد.

احترام و ارزش مادر در آسیا به خصوص کشورهای مسلمانی همچون هند، مالزی و ایران بسیار از اهمیت بالایی برخوردار است. البته ناگفته نماند که منزلت مادر در آسیای شرقی اعم از چین، ژاپن و کره در نوع خود حائز اهمیت است و این احترام همچنان بر اساس آداب و رسوم قدیمی از جایگاه بالایی بر خوردار است. ولی متاسفانه رشد سریع فرهنگ، صنعت، علم و اقتصاد باعث شده است تا آداب و رسوم مذهبی و سنتی در خصوص احترام به والدین کمرنگ تر شود. فاصله زیاد علمی، فرهنگی و اجتماعی مادران نسل دیروز با فرزندان امروز تضاد ها و چالش های زیادی را برای خانواده های ایرانی به همراه داشته است. چالش هایی که می تواند تحریکی برای فرار از خانواده، بی احترامی، انزوا و فقر عاطفی را برای دو طرف به همراه داشته باشد. البته بسیاری از مادران سعی کرده اند که همگام با توسعه جهان و جامعه امروزی، خود را بیشتر به فرزندانشان نزدیکتر کنند تا جائیکه در بسیاری از موارد مشاهده شده است که مادران یا همان زنان ایرانی تلاش می کنند تا با فراگیری علوم رایانه، استفاده از تلفن همراه، ارسال پیامک و مطالعه دروس تحصیلی فرزندان خود فاصله دو نسل را کمتر کنند و این نیاز به همکاری و تشویق نسل امروز (فرزندان) دارد. ولی متاسفانه بالا رفتن سطح علمی جامعه، فراگیری علوم جدید و ارتقای فرهنگ عمومی نه تنها احترام به والدین را بیشتر نکرده بلکه جامعه شاهد بی احترامی به مقام والای مادر است که می توان در آسایشگاه های سالمندان، بیمارستانها و مراکز درمان بیماران روانی، آلزایمر و... مشاهده کرد. مادرانی که تمام زندگی خود را وقف فرزندانشان کرده اند و امروز همان فرزندان آنقدر درگیر کارهای روزمره شده اند که تنها در ایامی از سال مانند شب عید و روز مادر و پدر به والدین خود سر می زنند. که این نیاز به اطلاع رسانی و فرهنگ سازی در زمینه یاداوری جایگاه مادر در دین و آیین ایرانی دارد. همان مادری که بهشت زیر پای او قرار دارد و دعای مادر در پیشگاه خدا از ارزش و اعتبار بالایی بر خوردار است و به گفته قرآن کریم که می فرماید: به پدر و مادر خود احترام بگذارید. ولی آیا به راستی مدیریت فرهنگی کشور موفق شده است تا جایگاه زن و مادر را در سطح عمومی جامعه برای نسل جدید مستحکم تر کند؟

چگونه می توان توقع داشت با دیدن تصاویری از زنان و مادران نیازمند در قالب متکدیان و معتادان خیابانی که همراه با کودکان خردسال خود اقدام به گدایی می کنند نسل جدید را به نگاه ویژه جامعه اسلامی به مقام زن و مادر ترقیب کرد. سوال جوان 13 ساله با دیدن این تصاویر تکان دهنده این است که مادر و مقام مادر در ایران از چه جایگاهی برخوردار است؟ و در ذهن خود پاسخ می دهد که مادر تنها با داشتن خانه، درآمد کافی و یک حامی و سرپرست می تواند مادری کند و الا فقیری بیش نیست. این سوال و جواب تنها با نام مادر خلاصه نمی شود بلکه نام زن نیز در سطح اجتماع کنونی جامعه با تضعیف روبرو خواهد شد.

هم اکنون حضور زنان آسیب پذیر در سطح اجتماع در قالب زنان خیابانی، زنان فرار، زنان کار، زنان کار و خیابان و زنان متکدی آسیب بسیار جدی در افکار نسل امروز وارد کرده است. این تصاویر و واقعیت ها می تواند عاملی شود تا زن همانند کشورهای غربی به ابزاری برای استفاده جنسی، اخلاقی و تجاری تبدیل گردد. مسئولین کشور باید چاره اندیشی کنند تا از آسیب پذیری زنان ایرانی در برابر تورم، تبعیض نژادی، اعتیاد، فقر و انحرافات اخلاقی محافظت و تامین نمایند. تامینی که زن ایرانی احساس کند که چه همراه با خانواده و چه بدون خانواده می تواند به زندگی خود ادامه دهد و مرگ همسر و دوری فرزندان وی را به انزوا و انحراف فکری و اجتماعی سوق ندهد.

با توجه به اینکه فرهنگ ایرانی با موازین اسلامی گره خورده و نام نیکوی مادر از گذشته تا به امروز همیشه مقدس و قابل احترام بوده است سزا نیست که این گوهر را در دغدغه های روزمره زندگی فراموش کنیم و تنها با نامگذاری یک روز تمام ارزشهای مادر را در مقام یک زن به اتمام برسانیم.

متاسفانه رسانه ها نیز در دامن زدن به تغییر ارزشهای والای مادر نقش بسیار تعیین کننده ای داشته اند. به عنوان مثال در تبلیغات رادیو، تلویزیون و نشریات کارتهای هدیه، طلا و کالاهای کوچک و بزرگ جای خود را به فرهنگ احترام به ارزشهای مادر داده اند. آیا به راستی می توان مادری را با تکه ای طلا گرامی داشت؟ آیا مقام زن در قالب یک مادر تنها با کارت هدیه تقدیر می شود؟ به راستی ما ایرانیان به کدامین اصول پایبندیم. اگر مسلمانیم باید بدانیم که احترام به والدین از واجبات است و اگر ایرانی هستیم باز هم فرهنگ غنی ما این احترام را متذکر شده است. ولی تاریخ گواهی می دهد که تنها زنان برای زنان دلسوز بوده اند و کمتر مردی به مسئله وجود زن توجه داشته است.

امید است در دولت و مجلس کنونی و آینده ایران نگاه به مقوله زن نگاهی منصفانه و عاری از مرد سالاری باشد تا نسلهای آینده نیز بتوانند معنای وجودی زن را درک کنند. و این امر تنها به یک عزم ملی نیاز دارد تا ایران همانند غرب به انزوای مادر از چرخه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه دچار نشود.

پایان پیام



اغتشاشگران 8 بانک را طی دو روز اخیر به آتش کشیدند

رییس سازکان آتش نشانی تهران :
اغتشاشگران 8 بانک را طی دو روز اخیر به آتش کشیدند



رییس سازمان آتش نشانی تهران از آتش سوزی 8 بانک در تهران توسط اغتشاشگران خبر داد.
حاج بیگی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی حیات با بیان این خبر افزود: اغتشاشات 2 روز اخیر تهران موجب به آتش کشیدن 8 بانک در تهران شده است.
وی ادامه داد: در تمامی موارد آتش سوزی بانک ها با حضور به موقع ماموران آتش نشانی و مردم از وارد شدن خسارت های جدی به بانک ها جلوگیری شد.
حاج بیگی تصریح کرد: در پی این اغتشاشات به 10 تا 30 درصد بانک ها خسارت وارد شد.
وی ادامه داد: همچنین  8 دستگاه خودرو نیز در طی 24 ساعت گذشته و 130 سطل زباله در طی 48 ساعت گذشته در تهران به آتش کشیده شد.
پایان پیام

قطبی یک صدم دایی هم نیست

خداد عزیزی:
قطبی یک صدم دایی هم نیست
در بازی با امارات همه دیدند که چگونه برنده شدیم آن هم در شرایطی که حریف نیمی از بازیکنان اصلی خود را کنار گذاشته بود.
خداد عزیزی معتقد است: روی کاغذ، مقابل کره جنوبی بازنده هستیم.

به گزارش «شفاف» در حالیکه فوتبال ایران روزهای حساسی را پشت سر می‌گذارد و ما روز چهارشنبه باید در یک بازی سرنوشت‌ساز مقابل کره‌جنوبی قرار بگیریم خداد عزیزی درباره شانس ایران می گوید: همه چیز دست خودمان است و اگر کره‌جنوبی را ببریم یا به طور مستقیم صعود می‌کنیم یا ایکه راهی پلی‌آف می‌شویم ولی معتقدم بردن کره کار بسیار سختی است. باید اتفاقات خاصی بیفتد که اسمش را می‌توان شگفتی بگذاریم.

وی در گفتگو با همشهری ادامه داد: بازی با کره شماری و امارات ثابت کرد که تغییر خاصی در تیم ملی ایران به وجود نیامده است. در بازی با امارات همه دیدند که چگونه برنده شدیم آن هم در شرایطی که حریف نیمی از بازیکنان اصلی خود را کنار گذاشته بود. به طور حتم کره جنوبی از لحاظ توانایی‌های فردی و تاکتیک تیمی اختلاف بسیار زیادی با امارات و کره شمالی دارد و معتقدم اتفاقات عجیبی باید رخ بدهد تا صعود کنیم. منطق فوتبال می‌گوید که ایران به جام‌جهانی صعود نخواهد کرد، ما روز کاغذ بازنده هستیم چون کره‌ای‌ها از لحاظ فوتبالی قوی‌تر از ایران هستند.

بازیکن سابق تیم ملی در ادامه پیش‌بینی اش از نتیجه بازی را اینگونه عنوان کرد: من هیچ‌وقت در فوتبال نتیجه را پیش‌بینی نمی‌کنم و باز هم می‌گویم که ایران روی کاغذ بازنده است و روز بسیار سختی مقابل کره خواهیم داشت. ما فقط باید در انتظار اتفاقات باشیم.

خداد عزیزی درباره قطبی هم می گوید: من هیچ مشکلی با قطبی ندارم و برایم فرقی ندارد که او سرمربی تیم ملی باشد یا الکس فرگوسن چون در هر شرایطی چیزی به سود یا ضرر من نخواهد بود. اعتقاد دارم که در این مدت سیستم و شیوه بازی تیم ملی تغییری نکرده و بازی با امارات و کره شمالی نشان داد که ایران تیمی نیست که تشنه برد و موفقیت باشد. به نظر من سیستم بازی تیم ملی با 15 سال پیش هیچ فرقی ندارد و ما همچنان امیدوار به هنرنمایی تک ستاره‌هایی مثل کریمی، جواد نکونام یا مسعو شجاعی هستیم. در بازی با امارات هم دیدید که در نهایت هنرنمایی کریمی به داد تیم ملی رسید و اگر او نبود فکر می‌کنم که باید هفته گذشته با جام جهانی خداحافظی می‌کردیم. در همین مرحله گروهی عربستان وضعیت بدتری نسبت به ایران داشت ولی آنها با تغییر مربی در ورزشگاه آزادی ایران را شکست دادند تا ثابت شود که پسیرو، سرمربی عربستان چه مربی بزرگی است. ولی ما شخصی ار به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب کردیم که از لحاظ بزرگی و سرشناس بودن یک صدم دایی هم نیست. هیچکس قطبی را در دنیا نمی‌شناسد ولی دایی در جهان شخصیتی شناخته شده و قابل تحسین است. وقتی او را کنار می‌گذاریم باید به فکر آوردن یک مربی بزرگ‌تر باشیم تا همه چیز را به یک باره تغییر بدهد ولی آیا به نظر شما قطبی این کار را انجام داد؟

جانباز شیمیایی نصیر آبادی

 هـمـدم من، گازهاي خردل

 

مصاحبه کننده: سید هادی کسایی زاده

چاپ در مجله خانواده سبز


  هر وقت به منزل جانبازي مي‌روم و او مرا همانند چاهي مي‌پندارد تا برايم درد دل كند و تمام اشك‌هاي زندگيش را در من خالي كند، تمام مي‌شوم. زيرا نمي‌توانم نقش چاه را به خوبي ايفا كنم. شرمنده مي‌شوم، خجالت زده در آن لحظه، بارها از خدا خواسته‌ام تا آب شوم. خداوندا چرا من بايد ناظر اين چشم‌ها باشم. يادم است كه يك جانباز شيميايي در بيمارستان ساسان تهران لحظه خداحافظي ساعت‌ها مرا در آغوش گرفته بود و زار زار مي‌گريست. نمي‌دانم اين گريه‌ها از آن كه بود. ولي فضاي اتاق، حضور صاحبان اشك‌ها را تداعي مي‌كرد. او مي‌گريست و من مي‌گريستم. ولي اين اشك كجا و اشك‌هاي او كجا!

يكي از هموطنان با من تماس گرفت و گفت: صفحه قهرمانان وطن مجله بوي بهشت مي‌دهد و از تمام بچه‌هاي مجله خانواده سبز خواست تا اين نعمت را از دست ندهند...

 اين بار به منزل جانباز نصيرآبادي رفتم... خيابان امام خميني بين خوش و قصرالدشت، بن بست بودن كوچه تنم را لرزاند. زيرا از بن بست‌ها متنفرم. چندين بار گفته بود كه براي مصاحبه نروم و دليلش اين بود: «من كه هستم كه تو را به زحمت بياندازم و صفحات مجله شما را اشغال كنم.» براي همين از ديدنم متعجب شد.

يكي بود يكي نبود. در طبقه دوم يك آپارتمان در خانه‌اي 38 متري، خانواده‌اي 4 نفره زندگي مي‌كنند كه مرد خانواده به دليل مبارزه با دشمنان خاك و ناموس كشورش دچار مجروحيت شده است. در نگاه اول نمي‌تواني متوجه شوي كه وي جانباز است. زيرا او قرباني گازهاي خردل است. گازهايي كه به آرامي تمام دستگاه‌هاي تنفسي انسان را تخريب مي‌كند و آدمي براي ادامه زندگي نياز به اكسيژن، دارو و توجه بيشتري خواهد داشت. نام اين مرد، عليرضا نصيرآبادي است. مردي كه در كشورمان او را به اسم قهرمان مي‌ناميم، ولي به رسم؛ يك مصدوم و آسيب ديده جنگ، يك بيمار و...

قهرمان داستان ما 24 ساله بود كه براي دفاع از كشورش به جنگ رفت. منطقه‌هايي به نام فاو، جزيره مجنون و.... همانجا بود كه گازهاي شيميايي را استشمام كرد و بعد‌ها با اصابت يك خمپاره پرده گوش چپش را از دست داد و موج انفجار وي را اسير جنگ با اعصاب كرد.تلخ ترين روزهاي زندگي‌اش دوران بعد از جنگ بود. زماني كه مي‌دانست شيميايي شده، مي‌دانست مشكل اعصاب و روان پيدا كرده است ولي با اين حال پدر همسرش كه شخصي مذهبي بود وي را به خاطر خودش پذيرفت و همسرش نيز بدون هيچ شكي خدمتگذاري به جانبازان را عبادت دانست. دوراني كه باعث شد وي ساليان سال در ادارات و سازمان‌ها بدود تا ثابت كند جبهه بوده است، ثابت كند جانباز بسيجي است و نياز به درمان و توجه دارد، ولي با تمام مدارك، تاول‌ها و مصدوميت‌ها فقط پارگي گوش او را ديدند و ارزش او ناقابل محسوب شد. (تمام مدارك او موجود است)بيكاري، بيماري، جانبازي، خم زبان، بدهكاري و ديگر هيچ. تنها مونس تنهايي‌اش، همراه زندگي‌اش و مرهم زخم‌هاي مخفي‌اش كسي نبود جز يك زن فداكار، يك شيرزن... زني كه او را همسر مي‌نامد. زني كه عقل از درك حضورش عاجز است ،او يك تنه خرج اين زندگي پرهزينه را مي‌كشد.

دوران خانه به دوشي

فشار عصبي و تشنج باعث شده بود كه قهرمان اختيارش را لحظه‌اي از دست بدهد و فرياد سردهد. فريادي نه از سر جنون بلكه صبري كه صدايش را همه مي‌شنوند و نتيجه‌اش جواب صاحبخانه و بي‌‌پولي و بي‌‌خانماني و... بود. او نگفت، بلكه همسرش لب به سخن گشود و با چشماني پر از اشك گفت: پاييز 1385 انتهاي خيابان مالك اشتر داخل يك خرابه خانه‌اي بود از جنس مشمع! 10 روز كنار خيابان زندگي كرديم. تا اينكه از دوستان و اهالي محل 500 هزار تومان وام گرفتيم و مقداري هم ديگران كمك كردند و با پولي كه برادرم به ما قرض داد 4 ميليون پول پيش و 250 هزار تومان كرايه، خانه‌اي 38 متري اجاره كرديم.

چند پيشنهاد به خوانندگان صفحه قهرمانان وطن

اگر از مسئولين هستيد، بد نيست براي درستي مصاحبه به منزل جانبازان سري بزنيد. اگر از جانبازان گمنام هستيد بگذاريد به خانه‌هايتان بياييم، شما وظيفه خود را به نحو احسن انجام داديد، بگذاريد ما وظيفه اطلاع‌رساني را به نحو احسن انجام دهيم. اين صفحات جزئي از تاريخ دفاع مقدس خواهند شد. از مردم عزيز نيز درخواست دارم در صورتي كه خانواده جانبازي را مي‌شناسند كه نتوانسته اند جانبازي خود را ثابت كنند يا از درصد جانبازي پاييني برخوردارند به ما اطلاع دهند تا با آنان مصاحبه كنيم. عزيزاني هم كه قصد كمك، همدردي و مساعدت به اين قهرمانان از ياد رفته را دارند بعد از تماس با مجله و هماهنگي با جانباز مي‌توانند مهمان منزل جانباز باشند. مجله خانواده سبز آمادگي خود را جهت همكاري و رسيدگي به وضعيت جانبازان اعلام مي‌دارد. گفتني است اين جانباز آرزو دارد به كربلا ونجف سفر كند... اورا دريابيد.

... بابا كفش ندارم

سارا 11 ساله و سينا 9 ساله مي‌توانند روزي اين مظلوميت را شهادت دهند. آنها معني جنگ را مي‌دانند. ولي هنوز معني فرهنگ ايثار و شهادت را درك نكرده‌اند و شايد اصلا نمي‌دانند ارج نهادن به مقام جانبازان و ايثارگران يعني چه! مادر مي‌گفت: «روزهايي به نام عيد نوروز و شب يلدا را سال‌هاست كه از ياد برده‌ايم.»

چرا من خبرنگار بعد از 20 سال از جنگ بايد اولين كسي باشم كه به منزل اين جانباز سر مي‌‌زنم؟! جانباز مي‌گفت: جوابيه نامه من به فلان نهاد، فقط ارجاع به كميته امداد بود و كميته امداد براي پرداخت 500 هزارتومان وام چندين ضامن از من خواست. آيا من كسي را دارم؟ آقاي كسايي بنده ساليان سال است كه خواننده صفحه قهرمانان وطن مجله خانواده سبز هستم. در اين چند ماه اخير اين صفحه خيلي تغيير كرده است. حقايق را مي‌نويسد. من و همسرم بعد از خواندن زندگي جانباز «پورحسن» و «حداد» متاثر شديم، از اينكه اين همه بدبختي فقط براي ما نيست، ولي آيا آنها هم مي‌خوانند؟! اميدوارم زماني كه مي‌گويم: براي ثبت نام دخترم پول خريد كتاب را نداشتم درك كنند يا دخترم كفش ندارد... فرزنداني كه با وجود مشكلات پدر و اذيت و آزار روحي و رواني به پدرشان كارنامه‌هاي درسي با معدل بالا هديه مي‌دهند.

ای کاش کاندیداهای ریاست جمهوری هم اینجا بودند

در محفل فاتحان خرمشهر
ای کاش کاندیداهای ریاست جمهوری هم اینجا بودند

                             


سید هادی کسایی زاده

خبرنگار اعزامی به خرمشهر ۳ خرداد ۱۳۸۸

سوم خرداد 88 گرمای هوا به 44 درجه رسیده است و در سالن 400 نفره تازه تاسیس خلیج فارس جای عبور و مرور نیست. جو داخل سالن بسیار رسمی بود، سکوت، رفت و آمدهای آرام و نگاه های خسته ای که گاها با چرت همراه بود. دلیلش هم سخنرانی برخی از مسئولین پایتخت نشین بود. همه یا لباس سپاه بر تن داشتند و یا لباس بسیج البته جای خانمها هم خالی نبود به جرات می توان گفت نیمی از سالن را خانمها پر کرده بودند. خوب حق هم دارند چرا که همایش فاتحان خرمشهر مرد و زن ندارد. آن زمان همه بودند و امروز هم باید همه باشند. وقتی که سخنرانی های کلیشه ای تمام شد دیگر وقت اذان شده بود و برای اولین بار بود که دیدم تمام حاضرین در یک همایش به استقبال نماز می روند آن هم از نوع جماعت. با وجود اینکه نماز خانه فاقد کولر گازی بود ولی کسی شکایت نداشت. بعد از نماز جو خشک و دیپلماتیک یک مرتبه تغییر کرد. دیگر داشتند همدیگر را پیدا می کردند. منظورم همان فاتحان 20 سال قبل است که امروز هر کدام در گوشه ای از کشور به زندگی خود مشغول است.

لحظاتی زیبا و به یاد ماندنی بود همه همدیگر را می شناختند بعضی ها پیر شده بودند و برخی هم به قول معروف ریش و سبیلی بر هم زده بودند. گوشه گوشه سالن رزمنده های قدیمی خرمشهر ایستاده بودند و با هم گپ می زدند. بعضی ها هم دور هم حلقه زده بودند و از خاطرات، شیطنت ها و شوخی های زمان جنگ تعریف می کردند.

 یکی از آنها می گفت: یادته رفتیم مرغ و خروسهای خانه فرمانده را سر بریدیم و یک سفره رنگی به پا کردیم و فرمانده هم کلی کیف کرد. بعد هم که فهمید مرغ های خودش را خوردیم 24 ساعت بیدار نگهمون داشت... یکی دیگر می گفت: این که چیزی نیست. یادته لباس عراقی پوشیدم و کل گروهان را خلع سلاح کردم بندگان خدا مانده بودند که چه جوری اسیر شدند. بعد هم کلی با هم می خندیدند. درست مثل فیلم های دفاع مقدس...  یکی جدی، یکی شوخ طبع و دیگری نکته سنج وقتی که میان انها بودم احساس قریبی داشتم. انگار شاید بچه من نتوانند این صحنه را ببینند و خوشا به حال من که در دورانی زندگی می کنم که می توانم رزمندگان، فاتحان و جانبازان 8 سال دفاع مقدس را ببینم و در آغوش بگیرم. موقع نهار نه میزی بود و نه قاشقی، نه سفره ای و نه به قول معروف کلاسی... خاکی خاکی من نهارم را کنار یک سردار و یک سرهنگ تمام روی زمین سالن خوردم. خیلی کلافه بودم چون هم گرمم بود و هم اینکه عادت نداشتم بعد شروع کردم به غر غر کردن. که چرا با در این مراسم رسمی با حضور سرداران و فاتحان خرمشهر اینگونه رفتار می کنند؟ ناگهان سردار محکم پشت کمرم زد و گفت: غذا تو بخور جوون از دهن می افته... حسن این همایش به همینه که دوباره به یاد اون ایام از زندگی کلاسیک خارج بشویم و همه یک رنگ و بدون آرم و درجه با هم گل بگیم و گل بشنویم. حالا تو این وسط چکار می کنی مشکل خودت است. اول برو بسیجی شو آن هم از نوع خرمشهری بعد بیا و اعتراض کن. ولی وقتی که توجه کردم دیدم واقعا هدف اصلی این گردهمایی هم همین بوده است. که همه سرداران و فاتحان خرمشهر گرد هم جمع شوند و لحظاتی را به یاد آن ایام مقدس خوش باشند.

 تصاویر شهدا، پل تصرف شده شهید جهان آرا، فلکه فرمانداری قدیم و صدها تصویر از ان روز ها روی دیوار ها نصب شده بود و رزمندگان فتح خرمشهر با انگشت به تصاویر اشاره می کردند و می گفتند: فلانی یادته زیر این پل چند روز در محاصره بودیم، دیگری می گفت: یادته شهید بنی چگونه شهید شد و... و بعد قسمت بعدی همایش آغاز شد. مجری از جنس خودشان بود خیلی راحت و بی تعارف حرف می زد. می امد پایین سن، می رفت بالا همدیگر را به اسم کوچک صدا می کردند و انگار 400 نفر خواهر و برادر در سالن نشسته اند. مجری تک تک فرزندان فاتحان خرمشهر را به روی سن دعوت کرد هر کدام برای خودشان کسی بودند. یکی مهندس بود، یکی کارگر، دیگری سرباز و آن یکی پزشک آنها پس از معرفی خودشان احساس، دین و وظیفه خود را نسبت به گسترش فرهنگ ایثار و شهادت بیان می کردند و تمام حرفهای نگفته خود را به پدران و مادرانشان بازگو کردند. بغض گلوی همه را گرفته بود برخی هم طاغت نیاورده و گریه می کردند. انگار امام زمان هم آنجا بود چون فضا فضای بسیار معنوی و بی ریایی شده بود. بعد تعدادی از فاتحان خرمشهر روی سن آمدند بعضی دست نداشتند و بعضی هم پا و تعدای هم چشمانشان به بال فرشتگان گرفته بود.

حرف حرف خاطره بود و حماسه خاطراتی که تا کنون بازگو نشده بود. و همه از شنیدن ان یا می خندیدند و یا هق هق گریه می کردند. ای کاش این برنامه زیبا از تلویزیون برای همه مردم ایران پخش می شد. ای کاش همه اینجا بودند سیاسیون، مسئولین، کاندیداهای ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس...
پایان پیام

لطفا خرمشهر را نگاه کنید!

 

لطفا خرمشهر را نگاه کنید!


 

گزارش سید هادی کسایی زاده

 خبرنگار اعزامی خبرگزاری حیات به خرمشهر

۳ خرداد ۱۳۸۸

 

هنوز هم شب سوم خرداد صدای الله اکبر در تمام شط طنین انداز است و کارون کم آب همچون نیل خروشان مصر بر خود می بالد که روزی جای پای فرشتگان را بر پهنای بیکرانه اش احساس کرده است ولی افسوس که چگونه می توان باور کرد، پس از گذشت 20 سال از جنگ تحمیلی هنوز دیوار های عروس خاورمیانه تاولهای کهنه جنگ را به همراه داشته باشد.
 تنها ساعتی قدم زدن در خرمشهر احساس حضور در روزهای مقاومت را برای تو تداعی می کند. و این احساس از خیابانها، معابر، خانه ها و نخلهای سوخته ای است که هنوز چشم هر بیننده ای را به خود جلب می کند. گویی که خرمشهر در سال 59 باقی مانده است.
چگونه می توان بی تفاوت بود به زندگی مردمانی که بی ریا و تزویر خود را برای دفاع از کشورشان ایثار کردند و امروز بی هیچ منت و خواهشی به زندگی خود ادامه می دهند.
به راستی که خرمشهر با تمام محرومیتهایش در پشت پارچه نوشته های تبریک حماسه 3 خرداد پنهان شده است پارچه هایی که نمی گذارند چهره دیگر شهر نمایان شود و آن زیبا سرزمینی که زندگی در آن رونق داشت امروز در لایه ای از فراموشی پنهان شده است که می توان با لحظه ای قدم زدن در کوچه و بازار و محله های شهر به آن پی برد.
چقدر سنگین است برای ما پایتخت نشینان که بدانیم هنوز خرمشهر سرافراز از آب شیرین بی بهره مانده است و آب دبه ای 200 تومان معامله می شود. شوری آب باعث شده است تا مردم برای تامین آب شیرین زندگی خود ساعتها در انتظار تانکر حمل آب بمانند و یا اینکه خودشان از تصفیه خانه ها، آب شرب خانواده را تامین کنند.
مشکل تنها آب نیست، در هیچ کجا اثری از توزیع شبکه گاز رسانی شهری نمی توان پیدا کرد چرا که 20 سال است که مردان و زنان این دیار تقویم شده برای حمل کپسولهای گاز استخوانها خرد کرده اند. آلودگی محیط زیست، بوی تعفن، عدم وجود فاضلاب شهری و روستایی و قطعی برق از جمله مهمترین دغدغه های ساکنین شهر ایثار است.
کافی است نیم نگاهی به پهنای کارون بیاندازید. کشتی های واژگون شده در رود محل تجمع زباله های خانگی و صنعتی شده است و جالب اینجاست که درست این صحنه ها روبروی پنجره ادارات دولتی و مسئولین شهر قرار دارد.
قصد مصاحبه داشتیم ولی هم شهردار و هم رییس شورای شهر درخواست ما را رد کردند. در گرمای 41 درجه سومین روز خرداد نمی شود بدون توجه به بوی تعفن حاشیه رودخانه کارون گذر کرد. رودی که سالهاست از دستور کار محیط زیست خارج شده  و به دفتر خاطرات مبدل شده است.
نگاه نویسنده به عنوان راوی حقایقی که به نمایندگی از تمام مردم ایران به وضعیت زندگی مردم خرمشهر دارد نگاهی منتقدانه نیست بلکه فقط وضعیت کنونی را با حداقل ها می سنجد. حداقل حقوق شهروندی، حقوق زیست محیطی، استفاده از منابع ملی و... فروشگاه های خاک گرفته خیابان و مسدود بودن پیاده روها از فروشندگان دوره گرد و بساطی ها در تمام مدت روز و عدم دخالت دستگاه ها و نهادهای مسئول .
اینها همه خبر از ناهنجاری می دهد، ناهنجاری که ریشه آن عدم مسوولیت پذیری مجریان قانون است.
حال اگر از صفهای عریض و طویل خودروهای شخصی که تنها برای امرار معاش مسافرکشی می کنند بگذریم هر وجب از خیابان دکه ای کوچک قرار گرفته است که جوانی یا در حال فروش فلافل است یا کارت اعتباری ایرانسل.
باز هم خدا پدر ایرانسل را بیامرزد که حداقل اشتغالزایی برای جوانان خرمشهری ایجاد کرد. نانوایی های سیار در گوشه پیاده روها که هر کدام نرخ مربوط به خود را دارند بدن رعایت اصول بهداشتی نان طبخ و توزیع می کنند.
از مرکز شهر با این همه صحنه های تکان دهنده و ناهنجار که عبور کنیم به زیر پست شهر وارد می شویم. محله هایی که قدمت ساخت برخی از آنها بیش از 40 سال است و هنوز جای گلوله های رژیم بعث روی دیوارهای خانه ها به چشم می خورد که خبر از بی وفایی مسوولین می دهد. فاضلابهایی که از زیر خانه ها بیرون آمده و تبدیل به دریاچه از فضولات شهری شده محلی برای تجمع حیوانات و حشرات موذی شده است و کودکانی که بازیگوشانه به تفریح و شادی در کنار این برکه های مرگ قدم می زنند. آیا می توان گفت که امروز بیست و پنجمین سالگرد 3 خرداد است در حالی که مناظر شهر خبر از توقف جنگ در 2 سال گذشته را می دهند.
نمی توان در خصوص بهداشت رستورانها، کبابی ها، ماست بندی ها و حتی فروشگاه های مواد غذایی صحبت کرد چرا که بحث از این حرفها گذشته است. به راستی مگر می شود که در شهری سطل زباله نباشد و یا اینکه برای خوردن چند جرعه آب هزینه ای پرداخت شود. حتی تصاویر شهدا که روزی بر دیوارهای شهر می درخشیدند دیگر کم رنگ شده اند. خرمشهر، شهر ایثار است ولی چرا کسی برای خرمشهر ایثار نمی کند. اینجا خانه هایی است که بر اثر بمباران های زمان جنک به کلی خراب شده اند ولی در  آن خانواده ای زندگی می کنند بدون هیچگونه امکانات اولیه زندگی و چه زیبا بود که باز هم خدا را شاکر بودند و عکس های مسئولین را بر دیوار خانه شان چسبانده بودند و این وظیفه مسوولین را بیشتر می کند.
به راستی پس از جنگ برای خرمشهر زیبا چه کردیم، چگونه می توانیم به صورت تک تک مردم خرمشهر نگاه کنیم در حالی که وضعیت شهر از قبل از جنگ بهتر نشده است. آیا وقت آن نرسیده که لنج ها، کشتی ها، قایق ها و دکل های پوسیده و خراب را از رودخانه و سطح شهر جمع کنیم! آیا وقت آن نرسیده است که به فکر اب، معاش و زندگی شهری و محیط زیست خرمشهر هم باشیم!
 ای کاش سالگرد 3 خرداد تنها برای مزار شهدا نبود بلکه برای شهیدان زنده هم کاری می کردیم.

30 درصد خانه های خرمشهر ویرانه جنگ است

رییس شورای شهر خرمشهر:
بودجه شهرداری خرمشهر سالیانه تنها 7 میلیارد تومان است
30 درصد خانه های خرمشهر ویرانه جنگ است


 

گزارش سید هادی کسایی زاده

 خبرنگار اعزامی خبرگزاری حیات به خرمشهر

 

رییس شورای شهر خرمشهر گفت: خرمشهر برای بازسازی و مدیریت شهری سالیانه به بیش از 100 میلیارد تومان بودجه شهری نیاز دارد.
نعیم حمید در گفتگو با خبرنگار اجتماعی اعزامی حیات با اشاره به اختصاص 7 میلیارد تومانی بودجه سال 88 برای مدیریت شهری خرمشهر اظهار داشت: شورای شهر طی گزارشی که به بازرسی و معاون عمرانی وزارت کشور ارسال کرده است خواستار بهبود وضعیت زندگی شهری و امور زیرسازی خرمشهر کرده است.
وی در ادامه افزود: متاسفانه شهرداری خرمشهر از حداقل امکاناتی همانند خودروهای سنگین اعم از جرثقیل، لودر و خاور برخوردار نیست که تنها برای تامین این دستگاه ها و تعویض آسفالت جاده های شهری نیاز به 20 میلیارد تومان اعتبار اولیه دارد .
رییس شورای شهر خرمشهر با اشاره به خانه ها، کشتی ها و لنج های باقیمانده از دوران دفاع مقدس در سطح شهر و رود کارون اظهار داشت: بیش از 30 درصد خانه های خرمشهر هنوز به صورت ویرانه و با ظاهر ترکش خورده از زمان جنگ باقی ماندند که به دلیل منع قانونی و عدم دسترسی به صاحبان آنها نمی توانیم برای تخریب یا ساخت و مرمت آنها اقدام کنیم که این وضعیت شامل کشتی ها، لنج ها و قایق های فرسوده، خراب، قرق شده و از رده خارج رودخانه کارون نیز می شود.
وی در ادامه افزود: شورای شهر خرمشهر همانند بسیاری از شهرهای ایران می تواند کیوسک های فروش نشریات و مواد غذایی، آب سرد کن های خیابانی و مبلمان مناسب شهری داشته باشد ولی عدم داشتن بودجه مناسب باعث شرمندگی شورای شهر و شهرداری در برابر مردم ایثارگر خرمشهر شده است.
نعیم حمید اظهار داشت: در نظر داریم به زودی بازار روز سنتی خرمشهر را به وسیله کیوسک های متحد الشکل ساماندهی کنیم که در این خصوص به شهردار تهران برای اختصاص بودجه و اجرای مبلمان شهری خرمشهر درخواست مساعدت نموده ایم.
وی گفت: هم اکنون هیچگونه محدودیتی برای ساخت و ساز بنا در شهر خرمشهر وجود ندارد و از تمام سرمایه گذاران دعوت می کنیم که برای ساخت خانه های مسکونی و استیجاری به خرمشهر بیایند.
وی تصریح کرد: شورای شهر و شهرداری خرمشهر برای انجام پروژه های شهری و روستایی خود در امر زیرسازی، مناسب سازی، زیباسازی و لایروبی رودخانه کارون که 4 سال قبل انجام شده است به بیش از 100 میلیارد تومان بودجه نیازمند است.
پایان پیام

رودخانه کارون در خرمشهر به مکان دفن زباله تبدیل شده است

رییس اداره محیط زیست خرمشهر:
رودخانه کارون در خرمشهر به مکان دفن زباله تبدیل شده است
نجات محیط زیست خرمشهر به عزم ملی نیاز دارد


گزارش سید هادی کسایی زاده خبرنگار اعزامی خبرگزاری حیات به خرمشهر

رییس اداره محیط زیست خرمشهر با اشاره به این که رودخانه کارون به مکان دفن زباله تبدیل شده است گفت: اولویت لایروبی و پاکسازی رود کارون در دستور کار محیط زیست خرمشهر نیست.
آرمین صارمی فر در گفتگو با خبرنگار اجتماعی حیات با اشاره به اینکه هم اکنون پسآب کارخانه های صنعتی و شهری خرمشهر به رودخانه کارون سرازیر شده است اظهار داشت: وظیفه اداره محیط زیست تنها نظارتی است و اجرای پاکسازی و لایروبی رودخانه کارون با شهرداری است که متاسفانه به دلیل کسری بودجه هیچگونه اقدامی انجام نداده است.
وی در ادامه افزود: خشکسالی در سالهای گذشته باعث شده است تا منابع آبی رودخانه کارون کاهش یافته و زباله ها و کشتی های غرق شده از آب بیرون آمده و با توجه به اخطارهای قانونی و مکاتبات انجام شده با دستگاه های اجرایی هیچگونه اقدامی در زمینه جمع آوری ضایعات موجود در آب انجام نشده است.
صارمی در ادامه از عدم دفن زباله های شهری به صورت استاندارد خبر داد و افزود: هم اکنون زباله های شهری و بیمارستانی خرمشهر در حاشیه جاده اهواز خرمشهر دپو می شود که اگر مرحله دفن انجام شود به صورت کاملا غیر استاندارد و غیر اصولی بوده که فضای اطراف جاده نشان دهنده پراکندگی زباله ها است.
وی با بیان اینکه محیط زیست خرمشهر فاقد هیچگونه مراکز آزمایشگاهی و متخصصین زیست محیطی است اظهار داشت: آلودگی خاک از مهمترین عوامل زیست محیطی این شهر مرزی است که بعد از جنگ تحمیلی تا امروز هیچگونه آزمایشی روی آن صورت نگرفته است.
وی تصریح کرد: 2 کارخانه شیر اتکا و صابون سازی خرمشهر به دلیل سرریز فاضلاب صنعتی خود به رودخانه کارون در مرحله قطعی آب هستند ولی به دلیل فاجعه بیکاری و عدم اشتغالزایی در خرمشهر مجبور هستیم برخی از تخلفات را نادیده بگیریم چرا که معضل بیکاری و امرار معاش خانواده ها را پیش رو داریم.
وی گفت: برای نجات محیط زیست خرمشهر به عزم ملی نیاز داریم.
به گزارش خبرنگار اجتماعی حیات، اداره محیط زیست خرمشهر هم اکنون با 9 کارمند در قالب کارشناس، محیط بان، نیروی خدماتی و دفتر دار در حال فعالیت است. بنا بر این گزارش قدمت برخی از کارخانه های صنعتی خرمشهر بیش از قدمت تاسیس محیط زیست است و تاکنون هیچگونه اقدام قانونی برای مهار آلودگی زیست محیطی در این شهر انجام نگرفته است که مهمترین دلیل آن معضل بیکاری جامعه شهری بوده است.
آلودگی تالاب ناصری و هجوم گرد غبار از کشورهای همسایه نیز از مهمترین عوامل زیست محیطی خرمشهر محسوب می شود.