زن در قانون اساسی

زن در قانون اساسی


سيد هادي كسايي زاده

گزارشگر خبرگزاري حيات









قانون اساسی نشان دهنده اصول و ارزشهای هر کشوری است و به عنوان یک سند سیاسی و میثاق اجتماعی از جایگاه مهمی برخوزدار است. جایگاه و حقوق زنان در قانون به ویژه قانون اساسی از جمله مباحث مهمی است که همواره مورد توجه محافل علمی و متولیان جامعه قرار گرفته است و قانون اساسی ایران بر اساس اصول و مبانی دینی تدوین و جایگاه و حقوق زنان را بر اساس معیارهای دینی و اصولی در نظر گرفته است.
در اسلام زنان چون مردان در مسائل اجتماعی جایگاه مهمی دارند و از حرکتهای اجتماعی و فعالیتهای گروهی منع نشده بلکه طبق تعالیم قرآنی و احادیث بسیاری از مسوولیت های اجتماعی بین زن و مرد تقسیم شده است. به عنوان مثال خداوند متعال در سوره توبه آیه 9 و 71 فرموده است: مردان مومن و زنان مومن برخی بر برخی ولایت و سرپرستی دارند و به معروف یکدیگر را امر می کنند و از منکر بازمی دارند.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران زن و خانواده در اصول متعددی مورد توجه قرار گرفته است در بند چهردهم اصل سوم قانون اساسی آمده است: تامین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون توصیه شده است.
در اصل 10 قانون اساسی آمده است: خانواده یکی از مهمترین و اساسی ترین نهادهای اجتماعی است که حفظ آن منجر به تداوم جامعه می شود و مسوولین زن در حفظ این نهاد مهم بسیار خطیر است. به طوری که ذره ای انحراف در آن صدمات سنگین و جبران ناپذیری را بر پیکره جامعه خواهد زد و در اصل 20 این قانون متذکر شده است که همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخورد دارند و در اصل 21 آمده است: دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد: ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او، حمایت مادران به خصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند و حمایت از کودکان بی سرپرست، ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان خانواده، ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی سرپرست و اعطای قیومیت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه آنها در صورت نبودن ولی شرعی.
 با نگاهی به قوانین فوق مشاهده می شود که سه بند اصل 2 و 5 و 3 با اشاره به نقش های مادری و همسری زن سعی داشته است با حمایت ویژه زنان در کانون خانواده از امکان تضییع حقوق زن در خانواده و جامعه جلوگیری به عمل آورد.  اما در بند 1 و 4 اساسا زن را فارغ از جایگاه او در خانواده مد نظر قرارداده و دولت را موظف نموده تا به حمایت ویژه از زنان فارغ از همسری یا مادری بپردازد.
ولی مساله مهم آن است که آیا قانون توانسته است از حقوق زن و خانواده دفاع کند؟ آیا ضعف قانون در 30 سال گذشته در خصوص برخورد با زنان در جامعه احساس شده است؟ اگر قانون گذار قوانین جامع و کاملی را برای زنان تدوین کرده است چرا امروزه شاهد آمار بالای طلاق، کودکان خیابانی، زنان فراری، زنان بد سرپرست، زنان بی سرپرست و تعداد کثیری از متکدیان زن در سطح جامعه می باشیم؟ به راستی مشکل از قوانین است یا مجریان قانون! ولی چیزی که بسیار حائز اهمیت است آن است که چهره زن در جامعه امروزی بسیار تضعیف شده به نحوی که آرام آرام به سمت و سوی غربگرایی، مدگرایی، تحجر و لیبرال جنسی پیش می رود که باید قانونگذار و مجریان برای این معضل چاره اندیشی کنند تا زنان متحجر و غربگرا باعث تضعیف جامعه و خانواده نشوند.
پایان پیام