این دو روز عمر مولایی شویم...
علی کیست و ما چقدر با او فاصله داریم؟
این سوالی است که سالیان زیاد مسلمانان از خود پرسیده اند و گاه جواب را یافته و گاهی بی خیال از طرح این سوال و ترس از پاسخ آن از آن عبور کرده اند. به راستی آیا علی (ع) را می شناسیم. پس از شهادت آن حضرت زمانی که معاویه از ضرار بن حمره یکی از یاران نزدیک امام علی (ع) خواست تا علی (ع) را توصیف کند. در ابتدا ضرار ممانعت کرد ولی به اصرار معاویه ضرار گفت: به خدا سوگند امیر المومنین بسیار نیرومند و دارای اندیشه ای ژرف بود. همواره در تفکر و اشکی روان داشت.
سخن حق می گفت و به عدل حکم می کرد. از اطراف او دانش می تراوید و همه اعضای او به حکمت گویا بود. از دنیا و فریبندگی آن بیم داشت و با شب و تنهایی آن انس می ورزید ، میان ما همچون یکی از ما بود، هرگاه او را صدا می کریدم جوابمان می داد و چون پرسش می کردیم پاسخ می داد. به خدا سوگند با همه نزدیکی او به ما و اینکه ما را به خود نزدیک می فرمود، از هیبت او یارای سخن گفتن با او نداشتیم.
خنده او تبسمی بود که هیچگاه از روی غفلت و هوسرانی اتفاق نمی افتاد و هنگامی که سخن می گفت حکیمانه لب به سخن می گشود و حرف آخر را بر زبان می آورد که حق را از باطل جدا می نمود. اهل دین را تعظیم می کرد و بینوایان را با خود نزدیک می ساخت و هیچ ناتوانی از عدل او نومید نمی شد.
همین که ضرار این کلمات شورانگیز را برای معاویه بیان کرد اشک معاویه بر چهره اش جاری شد و نتوانست آن را کنترل نماید و گفت آری به خدا سوگند علی چنین بود.
روایت سید رضی در کتاب خصایص الائمه حکایت از شناخت کامل معاویه از علی (ع) دارد در حالی که بسیاری از ما بدون هیچگونه شناختی از کرامات و صفات امیر المومنین دم از شیعگی می زنیم . آیا به راستی شیعگی تنها نماز و روزه است! چند نفر را سراغ دارید که به حداقل زندگی اکتفا نماید و در عین حال از محصول کار شخصی خویش هزار برده را آزاد کرده باشد.
کدام مسوول و مدیری را سراغ دارید که هنگام مرگ فقط 7 درهم از او ارث برای خانواده اش مانده باشد؟ کدامین شخصیت را در این دنیا سراغ دارید که دنیا در چشم او از کفش وصله شده کوچکتر باشد؟ آیا یتیم نوازتر از امیر المومنین (ع) کسی را سراغ دارید؟ به راستی می توانیم جواب این سوال ها را بدهیم! حتی نمی توانیم در دنیای امروزی شاهد آن باشیم که مسوولی به دلیل سخن گفتن با افراد دیگر چراغ بیت المال را خاموش نماید.
آن وقت نامه شیعگی علی (ع) را در تمام زندگی خود یدک می کشیم بدون آنکه حتی دلیل شیعه بودن خود را بدانیم به قول معروف مسلمانی و شیعگی ما ارثی و تستی شده است و چون پدر، مادر و اقوام و بیش از 90 درصد از مردم کشورمان شیعه هستند ما هم شیعه هستیم. در حالی که شاید در تمام عمرمان وقت نکرده ایم نهج البلاغه را بخوانیم و با اینکه از تفاسیر قرآن بهره ای ببریم، جالب تر اینکه از برکت رسانه ملی و نشریات روز میلاد امام علی (ع) آرام آرام تبدیل به یک روز ملی می شود به نام روز پدر، بسیاری از مردم نمی گویند 13 رجب روز میلاد امیر المومنین (ع) است بلکه می گویند «روز پدر» است.
آنوقت تسبیح و انگشتر به دست می کنیم و یا اینکه شال سبز برگردنمان می اندازیم که آری ما هم شیعه ایم. ولی به راستی شیعه واقعی کیست؟
شیعه یعنی تیغ بیرون از نیام
شیعه یعنی انحنای ذوالفقار
شیعه یعنی سابقون السابقون
شیعه یعنی یک تپش عصیان و خون
شیعه یعنی قسمت یک کاسه شیر
بین نان خشک خود با یک فقیر
شیعگی تنها نماز و روزه نیست؛
آب ، تنها در میان کوزه نیست
شیعه باید آبها را گل کند
خط سوم را به خون کامل کند
خط سوم خط سرخ اولیاست
کربلا بارزترین منظور ماست
مادر موسی که خود اهل ولاست
جرعه نوش از باده آل عباست
در تب پژ بانک، بانگ الرحیم
می نهد فرزند در دامان نیل
نیل هم خود شیعه مولای ماست
عاشق عشق است و او همراه ماست
ای مسلمان زاده بعد از هر اذان
رکعتی تنها عن الفحشا بخوان
گر نمازت ناهی از منکر شود
از اذانت گوش شیطان کر شود
حرف حق را از موذن گوش کن
از لب قرآن ناطق گوش کن
جان مولا حرف حق را گوش کن
شمع بیت المال را خاموش کن
گوش کن آواز راز شاه را
صوت اوصیکم به تقوی الله را
این تجمل ها که در خان شماست
رنگ مرگ و قاتل جان شماست
این دو روز عمر مولایی شوید
مرغ اما مرغ دریایی شوید
مرغ دریایی به دریا می رود
موج وقتی زد به بالا می رود
آسمان را نورباران می کند
خاک را غرق بهاران می کند