اینم بخشی از زندگی دادستان کشور

اشعار عاشقانه دادستان کل کشور

دادستان کل کشور: تمام مسایل دستگاه قضایی را به مردم منعکس کنید

پشت چهره قاطع دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه آقای حجت الاسلام محسنی اژه ای چهره ای دیگر وجود دارد. ایشان به صورت حرفه ای اهل شوخی و مزاح و تفریحات سالم هستند.

هر وقت پیامک می زنم و انتقاد می کنم که چرا پاسخ تلفنهایم را نمی دهید می نویسد: بازدلم یاد شما می کن- یاد همان لطف و صفا می کن- این دل بی کینه همیشه تو را- بر سر سجاده دعا می کند

بعد می گوید یا جلسه هستم یا وقت ندارم..

گاهی هم لطیفه ارسال می کند تا آزرده نباشم...

آنقدر شعر و قصیده های زیبا از ایشان در موبایلم هست که دیگر سیم کارتم پر شده...

می گوید: در خانه هم به همسرم کمک می کنم. روزهای تعطیل بخشی از کار خانه با من است... تصور کنید دادستان کل کشور در آشپزخانه دارد ظرف می شوید.

البته دارم تلاش می کنم این تصویر را داشته باشم ولی ایشان ممانعت می کند و حاضر به گفتگو و عکس در این مورد نیستند.

ارتباط ایشان تنها به یک خبرنگار منتهی نمی شود و بسیاری از خبرنگاران حوزه قضائی می دانند ایشان اهل مزاح سالم است و ما هم با او راحت هستیم. در حالی که برخی از مدیران رده پایین خدا را بنده نیستند.

 

بازگشت از سومالی

 

وزیر دادگستری: الحمد لله سالمی

دادستان کشور: از سلامتت خبر ندارم

۸ روز سومالی بودم. با کلی گزارشهای داغ که داغی گزارشاتم موجب شد خبرگزاری من را تا مرز اخراج پیش ببره ولی با یک درجه تخفیف توبیخ شدم. البته دلیلش انتشار اخبار برخی سوتیها بود که تو وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران نوشته بودم.

خلاصه روزی که برگشتم فرداش جلسه سخنگوی قوه قضائیه بود. آقای حجت الاسلام والمسلین محسنی اژه ای تشریف آورندن و گفتند رسیدن بخیر!!

خبرنگاران گفتند: حاج آقا کسایی سالم برگشته الحمد لله... سخنگو با همان لحن طنز آلود چشمکی زد و گفت: نمی دانم!!! و همه خندیدند...

آقا سید مرتضی بختیاری وزیر دادگستری هم با من تماس گرفت و گفت: پیامکهات می رسید و گفته بودی وضعیت بحرانیه حالا که سالم برگشتی الحمد لله...

بعدش هم خیلی از مسئولین تماس گرفتند ... اینم از ارتباطاته پیامکی منه که هر روز و هر شب با تمام مسئولین حوزه خبری خودم اخبار مهم مخابره می کنم...

تماس دادستان ساعت 11 شب

الو من جعفری دادستان تهران هستم

 

ساعت ۱۱ شب روز جمعه ۲۰ شهریورماه بود (روز عید فطر) تلفن همراهم به صدا در آمد... وقتی گوشی را برداشتم یک آقایی گفت سلام جعفری هستم شب بخیر آقای کسایی... یک خبر روی سایت هست لطفا در خبرگزاری مهر کار کنید...

گفتم کدام سایت.. شما را نمی شناسم

گفت: من جعفری دولت آبادی دادستان تهران هستم...!

خیلی تعجب کردم! چون آقای جعفری را با نامه مستقیم مدیر روابط عمومی قوه قضائیه نتوانستم با او مصاحبه کنم ولی او با همراهش به همراه من تماس گرفته

رفتم سایت دادستانی دیدم خبر تکذیب آزادی اتباع آمریکایی بود...

حالا چرا خود دادستان زنگ زده ومگر روابط عمومی نداشتند بماند ولی این اقدام برای من جالب بود

دادستان تهران و دوباره حاشیه ها

فرار دادستان تهران از دست خبرنگاران

عصر دیروز "چهارشنبه" عباس جعفری دولت آبادی در مجمع عمومی انجمن قربانیان خشونت شرکت کرده بود.

خبرنگاران ایسنا و فارس و واحد مرکزی خبر هم بودند.

در حالی که همه منتظر بودیم تا پس از پایان مراسم یک درجمع (خبر) از دادستان بگیریم جعفری دولت آبادی مانند قرقی از جا برخواست و مانند فرفره از سالن بیرون رفت که بهگرد پایش نرسیدیم.

خبرگزاری ایسنا که یار غار داستان است و همه هم این را می دانند خبرنگارش دست خالی ماند.

بندگان خدا بچه های واحد مرکزی خبر حاج و واج مانده بودند که جواب سردبیر را چی بدهند.

ولی گفته شده است که دادستان که خیلی رسانه ای بوده جدیدا از حضور میان خبرنگاران منع شده است.

کسایی زاده و بازدید دبیرکل هلال احمر و خبرنگاران از آمنه وهاب زاده

 

کسایی زاده و بازدید دبیرکل هلال احمر و خبرنگاران از آمنه وهاب زاده

اصل خبر در وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران

سلام سال نو شما مبارک

سلام سال نو شما مبارک

"سال جدید وبلاگی جدید"

امیدوارم در سال جدید برای ادامه زندگیتان برنامه ریزی صحیحی کرده باشید. سعی کنید حداقل ماهی یک بار یک سبد کالا، لباس، بن و یا هر چی که در توان دارید را به عنوان هدیه، هبه یا کمک به یک خانواده نیازمند به خصوص زنان بی سرپرست کمک کنید.

تصمیم بگیرید خانواده تان را بزرگتر و سفره تان را پهناور تر کنید تا سفره آخرتتان وسیع تر گردد.

امیدوارم در سال جدید همچنان خواننده وبلاگ خبرنگار باشید

راستی می توانید برای خواندن خبرها، گزارشات و تحلیل های تولیدی بنده به این وبلاگ مراجعه کنید:

مهر نیوز

 

نشست خبری سازمان امداد و نجات هلال احمر

نشست خبری سازمان امداد و نجات هلال احمر

امروز "سه شنبه" ۲۵ اسفند ماه ۸۸ نشست خبری سازمان امداد و نجات هلال احمر بود. بازم به معرفت روابط عمومی این سازمان که ۵۰ هزار تومانی عیدی به خبرنگاران این حوزه داد.

والا ما که خیری از دادگستری- دادسرا تهران- اوقاف- پزشکی قانونی- زیباسازی شهرداری و... ندیدیم.

با اینکه کلا خبرنگار منتقدی هستم ولی احمد اسفندیاری البته نه به این خاطر که عیدی داده کلا می گویم آدم شاد- بذله گو- مدیری موفق و کارآمد است.

خدائیش بینید توی این چند سال چند تا بالگرد به این ناوگان اظافه کرده یا اینکه چند دستگاه آمبولانس و نیروهای امدادی تجهیز و تربیت کرده است.

می دانید سازمان امداد و نجات تنها در ۹ ماهه اول سال ۸۸ بیش از ۲۳ هزار خانواده را از حادثه نجات داده است...

حالا اورژانس برود جلو بوق بزند/ واقعا اگر کارها مثل هلال احمر داوطلبانه و مردمی باشد بهتر اداره می شود.

 

مصاحبه با وزیر کشور و سوالات زرد خبرنگار باشگاه

مصاحبه با وزیر کشور و سوالات زرد خبرنگار باشگاه

امروز "۲۵ اسفندماه ۱۳۸۸" از وزارت کشور اطلاع دادند که نشست خبری شورای اجتماعی است بفرمائید خبر تهیه کنید.

من هم مثل همیشه یک ربع زودتر رسیدم و بعد از کلی بازرسی بدنی طبقه اول سالن اجتماعات و موج خبرنگارانی که پشت درب منتظر بودند.

علت را که پرسیدم متوجه شدم ما را در جلسه راه نمی دهند ولی می توانید وقتی وزیر کشور از جلسه بیرون آمد از او سوال کنید.!!

بالاخره جلسه شورا تمام شد و وزیر از درب پشتی برای دقایقی غیب شد. من هم از لای درب شورا خودم را داخل کردم و تونستم چند سوالی از مهرداد بذر پاش بپرسم. ولی جال اینجا بود تا بذر پاش می خواست بیرون بیاید چشمش به خبرنگاران افتاد سریع از درب پشتی خارج شد.

آخه یکی نیست بگه مگر بیکاری طرح گواهینامه ازدواج را مطرح میکنی که حالا فرار کنی؟

خلاصه وزیر کشور هم آمدند و سوالات شروع شد... ولی متاسفم که خبرنگار باشگاه مثل آنهایی انگار مملکت خوش و خرم است به جای سوالات اجتماعی و فرهنگی از وزیر پرسید: آقای نجار دوران وزارت دفاع بهتر بود یا وزارت کشور؟ واقعا آدم حالش از این سوالات بهم می خورد... شما چی

حتی یک آدم عادی هم می داند باید از وزیر کشور بعد از شورای اجتماعی کل کشور چه سوالی بکند...

البته الباقی خبرنگار ها هم دست کمی از این خانم ارایش کرده نداشتند ولی چه کنیم که وزیر وقت پاسخ دادن به سوالات من را در خصوص طرح ساماندهی سمن های کشور نداشت و رفت...

 

سید هادی کسایی زاده/ خبرنگار