تبليغاتX
غیر قابل انتشار

غیر قابل انتشار

روزنوشت خبرنگار حوزه اجتماعی ...

اینم بخشی از زندگی دادستان کشور

اشعار عاشقانه دادستان کل کشور

دادستان کل کشور: تمام مسایل دستگاه قضایی را به مردم منعکس کنید

پشت چهره قاطع دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه آقای حجت الاسلام محسنی اژه ای چهره ای دیگر وجود دارد. ایشان به صورت حرفه ای اهل شوخی و مزاح و تفریحات سالم هستند.

هر وقت پیامک می زنم و انتقاد می کنم که چرا پاسخ تلفنهایم را نمی دهید می نویسد: بازدلم یاد شما می کن- یاد همان لطف و صفا می کن- این دل بی کینه همیشه تو را- بر سر سجاده دعا می کند

بعد می گوید یا جلسه هستم یا وقت ندارم..

گاهی هم لطیفه ارسال می کند تا آزرده نباشم...

آنقدر شعر و قصیده های زیبا از ایشان در موبایلم هست که دیگر سیم کارتم پر شده...

می گوید: در خانه هم به همسرم کمک می کنم. روزهای تعطیل بخشی از کار خانه با من است... تصور کنید دادستان کل کشور در آشپزخانه دارد ظرف می شوید.

البته دارم تلاش می کنم این تصویر را داشته باشم ولی ایشان ممانعت می کند و حاضر به گفتگو و عکس در این مورد نیستند.

ارتباط ایشان تنها به یک خبرنگار منتهی نمی شود و بسیاری از خبرنگاران حوزه قضائی می دانند ایشان اهل مزاح سالم است و ما هم با او راحت هستیم. در حالی که برخی از مدیران رده پایین خدا را بنده نیستند.

 

+ نوشته شده در  90/06/24ساعت   توسط سید هادی کسایی زاده  | 

نشست خیلی صمیمی با قاطع ترین مرد پایتخت

 

یک فنجان چای با دادستان تهران

حواست باشه درازت نکنند!!!

این آقای دکتر عباس جعفری دولت آبادی عجب دادستانیه!! البته قبل از اینکه وارد دستگاه قضا بشه یک خبرنگار حرفه ای بوده...

سرتونو درد نیارم ... این آقای دادستان ما خیلی زرنگه چون درست وقتی مصاحبه می کنه که ساعت از ۱۸ گذشته و روزنامه ها کاراشونون بستن و خبرگزاریها و ادرات تقریبا نیمه تعطیلن... یعنی اگر حرف مهمی بزنه کسی نمی تونه در مورد اظهار نظر کنه چون دیگه وقت اظهار نظر وجود نداره و خبر صبح فردا روی تلکس خبری و روزنامه ها است.

اخلاق دادستان تهران خاصه.. آدمی با کلاس. با معلومات و سالم و مقتدر... قصد پاچه خواری ندارم اینو همه نزدیکانش می دونند...

اینبار که خبرنگاران را دعوت کرد بعد از اتمام مصاحبه برای اولین بار من با خبرنگار فارس باهاش یک فنجان چای خوردیم کلی با هم اختلاط کردیم. جواب سوالات محرمانه ما را داد تا بیخودی به برخی شایعات دامن نزنیم. البته من را تهدید کرد به اینکه کسایی زاده گزارشی که نوشتی روزی ۲ میلیارد تومان مشروب وارد کشور می شه باید ثابت کنی و الا درازت می کنم... بعدش گفت: من خیلی مماشات می کنم و الا خبرنگارا روز خوش نداشتند... آدم باید با دلیل گزارش بنویسه...

آنهایی که منو می شناسند می دونند من حتی اگر از مسئولی هدیه هم قبول کنم و با هاش رفیق باشم اگر اشتباه کنه گزارش و نقدش می کنم (مثل دکتر اسفندیاری رئیس سابق بهزیستی یا فقیه رئیس هلال احمر) صادقانه می گم این دادستان تهران آخره سلامته... یعنی حتی اگر من را هم زندان بندازه حتما درسته... شاید بگید کسایی می خواد مانع از بازداشتش بشه.. نه خداییش می گم برید از اسد رجبی خبرنگار فارس یا از خانم رئیسی خبرنگار ایسنا بپرسید

+ نوشته شده در  90/06/24ساعت   توسط سید هادی کسایی زاده  | 

بازگشت از سومالی

 

وزیر دادگستری: الحمد لله سالمی

دادستان کشور: از سلامتت خبر ندارم

۸ روز سومالی بودم. با کلی گزارشهای داغ که داغی گزارشاتم موجب شد خبرگزاری من را تا مرز اخراج پیش ببره ولی با یک درجه تخفیف توبیخ شدم. البته دلیلش انتشار اخبار برخی سوتیها بود که تو وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران نوشته بودم.

خلاصه روزی که برگشتم فرداش جلسه سخنگوی قوه قضائیه بود. آقای حجت الاسلام والمسلین محسنی اژه ای تشریف آورندن و گفتند رسیدن بخیر!!

خبرنگاران گفتند: حاج آقا کسایی سالم برگشته الحمد لله... سخنگو با همان لحن طنز آلود چشمکی زد و گفت: نمی دانم!!! و همه خندیدند...

آقا سید مرتضی بختیاری وزیر دادگستری هم با من تماس گرفت و گفت: پیامکهات می رسید و گفته بودی وضعیت بحرانیه حالا که سالم برگشتی الحمد لله...

بعدش هم خیلی از مسئولین تماس گرفتند ... اینم از ارتباطاته پیامکی منه که هر روز و هر شب با تمام مسئولین حوزه خبری خودم اخبار مهم مخابره می کنم...

+ نوشته شده در  90/06/24ساعت   توسط سید هادی کسایی زاده  | 

داستان دعوت دادستان کشور از خبرنگاران

شوخی وحشتناک دادستان کشور با خبرنگاران

تصویر بزرگتر

ساعت ۱۱ ظهر بود داشتم با یکی از مسئولان شهری مصاحبه می کردم که تلفن همراهم زنگ زد. شماره ای روی گوشی نبود. معمولا پشت خط یا دادستان تهران- استاندار- اطلاعات (بخش مبارزه با شرکتهای هرمی) و یا برخی سازمانها هستند.

گوشی را برداشتم گفتم: بفرمائید... یک آقایی گفت: سلام آقای کسایی زاده محسنی هستم.

گفتم: سلام به جا نمی آورم... در ضمن دارم مصاحبه می کنم بعدا تماس بگیرید...

گفت: حق دارید صدای ما پیرمردها را نمی شناسی... محسنی اژه ای هستم...

من اصلا باورم نمی شد چون دادستان کل کشور سابقه نداشته با خبرنگار مستقیما صحبت کند. من هم کلی ابراز ارادت کردیم و بعد گفت: امروز وقت داری؟

گفتم من همیشه برای شما وقت دارم. بعد گفت ساعت ۵/۱ عصر بعد از نماز بیا دفترم منم گفتم چشم...

بعد به دبیرم زنگ زدم و کسب تکلیف کردم و بعد نشستم و کلی فکر کردم که چه خطایی از من سر زده که باید دفتر دادستان بروم. خلاصه کلی فکر و خیال کردم...

ولی بیچاره سید فاطمی خبرنگار شبکه خبر که حجت الام محسنی را با محسنی دوست مرحوم پدرش اشتباه گرفته بود...

وقتی دادستان می گه سلام علیکم من محسنی هستم خبرنگار شبکه خبر می گه علیکم سلام و رحمه الله و برکاته...

دادستان می گه چطوری حاجی؟ فاطمی میگه حاجی خودتی و هفت جد و آبادت...

دادستان می گه چی صدات کنم؟ فاطمی میگه بگو سید...

دادستان می گه چطوری سید عزیزم

فاطمی میگه: عزیزم کس دیگزی است همان سید را بگو بسته...

تا اینکه دادستان خودشو معرفی می کنه و سید فاطمی هم التماس دعا...

دیگه در مورد خبرنگار ایران که غش کرد و خبرنگار ؟؟؟؟ که واسطه فرستاد نمی گم ولی همه ما ۸ نفر تو دفتر سخنگوی قوه قضائیه جمع شدیم.

اژه ای کلی صحبت کرد و کلی هم خندیدیم

بعدا برایتان تعریف می کنم... تو دفتر دادستان چه اتفاقاتی رخ داد....

+ نوشته شده در  90/02/07ساعت   توسط سید هادی کسایی زاده  | 

سوتیهای یک ساعته سران قضا

وزارت دادگستری آبرویی برای ایران باقی نذاشت

گاهی خبرنگاران چیزهایی را می بینند که اگر مردم ببینند زار زار گریه می کنند. دیروز یعنی عصر ۶اردیبهشت ماه سال ۹۰ رئیس دستگاه قضای کره جنوبی برای دیدار و گفتگو آمده بود وزارت دادگستری تا با آقای سید مرتضی بختیاری به تفاهم نامه هایی دست یابند.

من هم همراه با خبرنگاران حوزه قضائی ایسنا- فارس و ایرنا هم بودیم.

اصلا بگذارید سوتیها را برایتان بازگو کنم:

سوتیهای دیدار رئیس دستگاه قضایی کره با وزیر دادگستری

اول از چای پشکل نشان بگویم. چایی دولتی تلخ با بویی بد در فنجان چینی سرو شد که هیچ یک از مهمانان غیر از ایرانیها لب نزدند.

دوم ظرف کیکهای طرف ایرانی بود که خالی شد ولی ظرف کیکهای طرف کره ای تنها چند عدد خورده شد که ادم بی اختیار به یاد فیلم کتاب قانون می افتد.

سوم گفتگوها بود... چشمتان روز بد نبیند وزیر دادگستری از شهدا شروع کرد و بعد هم امریکا و اسرائیل را محکوم کرد و از مظلومیت ایران دفاع کرد و کلی از این حرفهای منبری... در پاسخ طرف کره ای گفت: من کارشناس حقوق بشر نیستم ولی حرفهای شما را شنیدم.... بعدش هم وزیر هر چی پیشنهاد می داد رئیس دستگاه قضای کره می گفت ربطی به من نداره ولی منتقل می کنم.

چهارم زمان دادن هدایا بود. طرف ایرانی یک چیزی را لای کاغذ کادوی کاغذی از این ۲۰۰ تومانی ها با عجله پیچیدند و همانطور که چسب کارو باز شده بود دادند به میهمانان یعنی حتی به خبرنگار کره ای هم کادو دادند ولی کره ای ها یک بسته هدیه بسیار شیک در بسته بندی مرتب به وزیر دادند.

حالا از تعارفات عامیانه آقایان بگذریم که می گفتند حالا بودید شام خدمت باشیم و... من و سایر خبرنگاران از خجالت آب شدیم...

بابا مگه این کشور تشریفات نداره؟ مگه ما میهمان نوازیمون تو دنیا سر نیست؟ مگه نباید یکی بیاد به وزیر بگه اصلا این یارو کیه و چه مسئولیتی تو کره داره؟

بابا تا کی باید سوتی بدیم....

البته من این اعتراضات را در جلوی خبرنگاران به معاونان وزیر گفتم...

+ نوشته شده در  90/02/07ساعت   توسط سید هادی کسایی زاده  | 

مصاحبه کسایی زاده با محسن هاشمی

آخرین مصاحبه با محسن هاشمی ...

(مصاحبه ای که هیچ وقت کار نشد)

من تا ۲۰ سال دیگر مدیرعامل مترو هستم

محسن هاشمی در گفتگوی اختصاصی در مورد تاثیر هدفمند کردن یارانه ها بر هزینه های مترو، مشکل مترو با تحریمها علیه ایران، عدم پرداخت نشدن بودجه مترو توسط دولت و علت انتخاب شدنش بر مسند مدیریت متروی تهران توضیح داد. که این مصاحبه به دلیل برکناری آقای هاشمی هیچ وقت منتشر نشد...

مصاحبه را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/01/08ساعت   توسط سید هادی کسایی زاده  | 

جلسه سخنگوی قوه قضائیه 9 اسفند 89

آقای اژه ای بازهم سوالم را پیچاندی!!!

محسني اژه اي سخنگوي قوه قضائيه در پايان نشست خبري

این پیچاندن برخی از سوالات توسط سران قوا و سخنگوهای محترمشان باب شده. البته به من دیکته شد در جلسه سوال نپرسم ولی یک سوال داشتم که کسی زیر سوال نمی رفت و خود قوه متهم بود که یک جورهایی پیچیده شد.

ولی نکته قابل توجه که در جمع خبرنگاران به آقای اژه ای یاد آور شدم  بحث دیکته شدن برخی از سوالات توسط خبرگزاریها بود. هر چند گروهی ناراحت شدند ولی واقعیت همین است آزادی بیان مرده و ما تنها خبرنویسیم و بس اگر هم سوالی شد و پاسخی داده شد سانسور می شود.

+ نوشته شده در  89/12/09ساعت   توسط سید هادی کسایی زاده  | 

فروید یا لاریج مساله این است

ماجرای فروید و آیت الله آملی لاریجانی ...

ما آخر هم نفهمیدیم دختره ۱۲ ساله بود یا ۱۷ ساله...

 انتصاف یک فیلسوف و دانشمند در حوزه علوم انسانی در مستند قضاوت برای خود داستانی دارد. هر وقت ما خبرنگاران حوزه قضائی سر برنامه های رئیس قوه قضائیه می رویم همیشه لبهایمان خندان است. شاید بپرسید چرا؟؟؟

برای یکبار هم نشده این آقای آملی لاریجانی صحبت کند و یک حال درست و حسابی از فروید نویسنده معروف نگیرد. نظریه پردازیهای این نویسنده غربی در مورد علوم انسانی کفر آملی را در آورده تا جائی که ایشان در مورد ارسال یک ایمیل از سوی دختر ۱۲ ساله به فروید پرده برداری می کند.

ما هم هر وقت در نشستی حاضر می شویم منتظریم ادامه داستان را از زبان قاضی القضات شهرمون بشنویم که نمی گوید آخرش چه شد...

البته با رئیس دستگاه قضا نمی شود شوخی کرد ولی به نظر شما صحبت کردن در مورد علوم انسانی میان مسئولان بندر عباس یا یاسوج چه دردی از مردم ستمدیده دوا می کند.

آقا اصلا گیریم فروید علوم انسانی را می خواد چپکی یاد بده.. یا اصلا آقای آملی در جوانی با فروید دست به یقه شده آخر این موارد چه ربطی به مسئولان یا نخبه نماهای یاسوج و بندر عباس دارد.

حالا من نمی خوام بگم که در جلسه نخبگان یاسوج چه کسانی بودند.... ولی خدا وکیلی این حرفها برایم عقد شده بود. می خواستم به آقای لاریجانی بگویم ولی مسئولان امنتی اجازه نمی دادند. وقتی هم که در هواپیمای تشریفات بودیم نگذاشتند به بهانه عکس سر صحبت را باز کنیم.

خلاصه کلام وقتی سوزن آیت الله روی فروید و علوم انسانی و دکارد گیر می کند دیگر جایی برای پوشش خبری نیست و باید تا آخرش را گوش بدهیم. به خدا ما که فیلسوف شدیم ولی خوشحال می شویم آملی را با فروید آشتی دهیم.

یک حرف دیگر هم برایم عقده شده بود و اون اینکه عزیزم آقای آیت الله آملی لاریجانی جان من یکبار هم شده در سفرهای استانی ملاقات مردمی بگذارید به خدا جای دوری نمی رود. وقتی تو بندر عباس دیدم مردم زیر بارون نامه هایشان خیس شده بود خیلی ناراحت شدم...

+ نوشته شده در  89/12/05ساعت   توسط سید هادی کسایی زاده  | 

الهام یا بختیاری کدام امنیتی ترند...

همنشینی با وزیر دادگستری در صندلی شوفر راننده

این داستان وزیر دادگستری به نشستن در صندلی جلوی خودرو هم حکایتی دارد. فرودگاه بندر عباس در حاشیه سفر استانی رئیس قوه قضائیه سید مرتضی بختیاری وزیر دادگستری زمانی که قرار بود به قول خبرنگاران امنیتی سوار بر خودرو شیشه مشکی شود و به سمت هتل حرکت کنیم با تعجب دیدیم جلوی ماشین نشسته...

نیروهای امنیتی گفتند حاج آقا شما باید عقب بنشینید... و ایشان عقب خودرو نشستند. هر چند تمامی این حرکات نشان از سادگی و بی آلایشی آقای بختیاری دارد و زیاد هم در بند این جور حرکات نیستند ولی داد نیروهای امنتی را در آورده.  آقای وزیر هم آنقدر با ادب هستند که از انتقادات ناراحت نمی شوند...

ولی داستان زمانی جالب می شود که بعد از اتمام سفر استانی هنگام بازگشت آقای وزیر از خودرو داخل فرودگاه برای رفتن و سوار شدن به هواپیما جاماند و نیروهای امنیتی گفتند باید با خودروی ون خبرنگاران برود. از آنجائیکه در عقب جا نبود ایشان جلوی ماشین کنار من نشستند. من هم که دوربین عکاسی نداشتم با همان دوربین فیلمبرداری یک عکس یادگاری گرفتم.

حالا فکر کنید اگر به جای آقای بختیاری غلامحسین الهام بود بازهم داستان اینطوری رقم می خورد...

+ نوشته شده در  89/11/24ساعت   توسط سید هادی کسایی زاده  | 

عجب خانم زرنگی است این خانم نرگس محمدی/ البته چون وکیل است...

شاهد از غیب رسید!!

هر چند که دادستان تهران میانه خوبی با خبرگزاری مهر ندارد ولی همیشه در کنار ایشان خوش می گذرد چون در کنار پیچاندن برخی سوالات به برخی ابهامات پاسخ می دهد.

این هفته در حاشیه افتتاح دادسرای فرهنگ و رسانه پرسیدم: آقای دولت آبادی آیا اظهارات خانم نرگس محمدی همسر تقی رحمانی (مشاور مهدی کروبی) مبنی بر تعرض نیروهای امنیتی به خانه ایشان در حالی که بی حجاب بوده اند و لباس مناسبی نداشته اند صحیح است گفت: ایشان نامه و شکوائیه را بیاورند اگر صحیح بود اقدام می کنیم.

در همین حال در عین ناباوری خود خانم محمدی جلو آمده و گفتند این هم نامه...

دادستان تهران که از حضور ایشان متعجب شده بود گفت: شما اینجا چه می کنید؟؟؟ مگر نباید بیمارستان باشید؟؟ ولی خانم محمدی گفتند حالا که اینجام پس پیگیری کنید... نکته جالب اینجاست که تصاویر این خانم با دادستان در خبرگزاریها منتشر شد...

گفت و گوي عباس جعفري دولت‌آبادي دادستان عمومي و انقلاب تهران با مردم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/11/24ساعت   توسط سید هادی کسایی زاده  |